«ورزش افلاطونی و سیاست ایرانی»
اردوان طاهری/ رادیو کوچه - سیاست به عنوان آیینشهرداری و کشورداری، همواره با ورزش ارتباط تنگاتنگ داشته است. اگر نخستین دوره برگزاری المپیک در یونان باستان را تا همین المپیک پکن در نظر بگیریم، همواره حضور سیاست را – دست کم سایه سنگین سیاست را – بر ورزش و ورزشکار مشاهده میکنیم.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
در یونان باستان، ورزشکارانی امکان حضور در بازیهای المپیک را داشتند که آزاد بودند؛ به عبارتی، بردگان از حضور در بازیهای المپیک محروم بودند.
افلاطون، فیلسوف نامدار یونانی و پایهگذار بنیانهای فلسفی غرب، همواره به تربیت بدنی، هم عرض با پرورش ذهنی توجه داشته است و «آثار او گواه استمرار علاقهی وی به ورزش [است]»[۱]. شاید همهی آنچه که بر سر ورزش آمده، ارث همین افلاطونی است که به قول ما ایرانیها «عقل سالم را در بدن سالم» میدانسته است. چرا که افلاطون هم فیلسوف بوده و هم اهل سیاست و هم ورزشکار و کشتیگیر[۲].
لوییتس هاینریشمان: «رژیمی که بر کار اجباری و انبوه بردهها استوار است؛ رژیمی که در تدارک جنگ است و تنها با تبلیغات دروغ موجودیت دارد، چگونه میتواند ورزش صلحآمیز و ورزشکاران آزاد را محترم شمارد؟»
آلمان نازی هم در المپیک تابستانی ۱۹۳۶، یعنی سه سال پیش از حمله ارتش آلمان به لهستان و آغاز رسمی جنگ جهانی دوم، به دنبال اهداف سیاسی و ایجاد چهره مثبت بینالمللی برای خود بود. در همان زمان، روشنفکران چپگرای آلمانی که به فرانسه مهاجرت کرده بودند، جنبشی را در تحریم میزبانی آلمان نازی آغاز کردند. لوییتس هاینریشمان(Luiz Heinrich Mann)، نویسنده آلمانی و برادر توماسمان(Thomas Mann) در کنفرانس دفاع از آرمانهای المپیک(Konferenz zur Verteidigung der Olympischen Idee) که در ششم و هفتم ژوئن در پاریس برگزار شد، سخنرانی معروفی ایراد کرد و گفت:
«رژیمی که بر کار اجباری و انبوه بردهها استوار است؛ رژیمی که در تدارک جنگ است و تنها با تبلیغات دروغ موجودیت دارد، چگونه میتواند ورزش صلحآمیز و ورزشکاران آزاد را محترم شمارد؟ باور کنید! ورزشکارانی که به برلین خواهند رفت، آنجا چیزی جز گلادیاتور، زندانی و دلقک یک دیکتاتور نیستند که خودش را آقای جهان احساس میکند.»
جنبههای تبلیغاتی ورزش و منافع اقتصادی پنهان و آشکار آن، اهل سیاست – را که قدرت و امکان سوء استفاده از آن را همراه دارند، به ورزش، ورزشکاران و سرمایهها و تولیدات ورزشی علاقهمند کرده است. حضور مافیایی«سیلویو برلوسکونی»، نخستوزیر جنجالی ایتالیا و مالک باشگاه «آ.ث.میلان» در عرصه فوتبال بر هر آن کس که اهل این ورزش باشد، پوشیده نیست. یا «محمدعلیآبادی»، رییس پیشین سازمان تربیت بدنی دولت نهم برای تصدی ریاست فدراسیون فوتبال که برخلاف تذکرات فدراسیون جهانی فوتبال، همچنان بر حضور خود در انتخابات فدراسیون اصرار داشت. یا همین بالا بردن عکس رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران توسط ورزشکاران ایرانی در مسابقات بینالمللی که خود به عنوان تبلیغات سیاسی محسوب میشود.
اما چه شد که من در مرکز ورزشی شیللایتن (Sport- und Freizeitzentrum Schloss Schielleiten) واقع در ۱۴۸ کیلومتری جنوب غربی وین، به سیاست فکر کنم، برمیگردد به یک تلفن به ظاهر بیربط به موضوع گزارش که یکی از کارمندان سفارت ایران در اتریش به من خبر داد که «علیرضاملکیان»، معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش منصوب شده و به زودی به وین خواهد آمد.
در کلاس «آموزههای تخصصی تمرین تکواندو» بودم و کریستیان هوبر(Christian Huber)، معاون فدراسیون تکواندوی اتریش از خاطرات ورزشی و تجربیات موفق طراحی تمرینات سالیانه در باشگاه خود و فدراسیون میگفت که تلفن من بیصدا چشمک زد. به سرعت از کلاس بیرون رفتم و از آن دوستی که او هم به عنوان کارمند بخش فرهنگی سفارت، از آمدن «ملکیان» احساس خطر میکرد، خبر را شنیدم. «علیرضاملکیان»، معاون مطبوعاتی و «تیغسانسوربهدست» وزارت ارشاد، برای نشستن بر صندلی نمایندگی فرهنگی ایران در اتریش عازم وین شده است.
در چندسال گذشته که من از نزدیک فعالیتهای رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش را زیرنظر داشتهام، همواره کارکرد این نماینده رسمی فرهنگی را جز در محدوده یک خانه فرهنگ یا حتا یک انجمن غیردولتی کمتوان و بدون پشتوانه فکری منسجم در زمینههای فرهنگی و هنری ندیدهام. و باید در نظر داشت که این فعالیتهای اندک نیز در زمان دو رایزنی انجام شده که دست کم از نظر فردی، آدمهای مثبتی بودند که به قول خودمانی، میخواستند کاری کرده باشند، اما حال با حضور این سانسورچی دولت کودتا در رایزنی فرهنگی، چه بر سر یک مقدار آبروی ایرانیان خواهد رفت، خداوند داند و – شاید البته – مدیران اعزام کننده ایشان!
با آنکه اتریشیها خود نیز در جنایات آلمان نازی شریک بودهاند، امروز شجاعت دارند که به نقد عملکرد هیتلر و حزب نازی بپردازند
یکی از درسهایی که ما در این دوره مربیگری تکواندو داشتیم، تاریخ ورزش بود که در آن به موضوع سوء استفاده از ورزش هم پرداختیم و جالب است بدانید که در اتریش هم ورزش زیر نظر وزارتخانههای دفاع، فرهنگ و آموزش است و این دوره هم یک دورهی رسمی و دولتی است، اما با آنکه اتریشیها خود نیز در جنایات آلمان نازی شریک بودهاند، امروز شجاعت دارند که به نقد عمل کرد هیتلر و حزب نازی بپردازند.





