کمیسیون اصل 90 قانون اساسی، آنها که نمایندگان مردم نبودند
اردوان طاهری/کوچه مهتابی / رادیو کوچه - سال گذشته، پس از گذشت ۲۲ روز از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، به عنوان یک شهروند ایرانی، از حق قانونی خود استفاده کردم و در شکواییهیی که خطاب به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی نوشتم، از به اصطلاح نمایندگان مردم خواستم تا «محموداحمدینژاد» را به دلیل چندین مورد نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مورد پیگرد قانونی قرار دهند.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
هر چه سعی و در اینترنت جستوجو کردم، متاسفانه شماره نمابر یا ایمیلی از کمیسیون اصل ۹۰ پیدا نکردم و به همین دلیل، ایمیلی به مرکز پژوهشهای مجلس ارسال و شمارههای تماس کمیسیون مربوط را درخواست کردم. هرگز پاسخی از آن مجلسیان نیامد؛ از آنها که نمایندگان مردم نبودند.»
به آن روزها میاندیشم؛ به روزهایی که بسیاری از ما به مبارزهی قانونی برای رسیدن به خواستههای انسانی مردم ایران باور داشتیم و اصلاحات را در چارچوب قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی دنبال میکردیم. خانه از پایبست ویران است، اما هنوز هم روش بعضی از ما، ادامهی مبارزهی بدون خشونت است، در حالیکه حاکمیت، به خشنترین روشهای ممکن، اعتراضات مدنی مردم و فعالین سیاسی و اجتماعی را سرکوب میکند. تذکر تاریخی مرحوم «مهندس مهدیبازرگان» را در دادگاه حکومت پهلوی به یاد میآورم که خطاب به رییس دادگاه گفت: «ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزه سیاسی برخاستهایم. از رییس دادگاه انتظار داریم این نکته را به بالاتریها هم بگوید.»[۱]
برای یادآوری، بهتر است شکواییه آن زمان را مرور کنیم:
به نام خدا
اعضای محترم کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی مجلس شورای اسلامی
با سلام،
همانگونه که مستحضر هستید، در دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، از ماهها پیش از انتخابات، در مهلت قانونی تبلیغات نامزدها، روز رایگیری و پس از آن تا امروز، کشور و ملت ایران و حکومت جمهوری اسلامی، در کانون توجه مردم و دولتها در سراسر جهان قرار گرفته است. ریشه و دامنهی اعتراضات به مراحل مختلف انتخابات آنقدر گسترده و پیچیده شده که از جهات مختلف، سلامت انتخابات و مشروعیت رییس جمهوری برآمده از آن، موضوع مناقشات و درگیریهای بسیاری در سطح ملی و بین المللی شده است.
ما دیگر از این مجلس فرمایشی، انتظاری جز فرمانبری و حقارت در برابر حاکمیت نداریم، اما به همهی آنها که خود را نمانیدهی ملت میدانند، هشدار میدهم که نسل ما – شاید – آخرین نسلی باشد که به مبارزهی مسالمتآمیز با ظلم و بیعدالتی بپردازد.
اما آنچه در دوران انتخابات و بیشتر در مدت برنامههای تبلیغاتی نامزدهای محترم، دغدغهی اینجانب به عنوان یک شهروند عادی بوده است، عدول شخص رییس جمهوری، آقای «محموداحمدینژاد» از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است؛ یعنی همان قانونی که رییس جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصل ۱۱۳ آن «مسوولیت اجرای آن و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیم به رهبری مربوط میشود، بر عهده دارد».
آقای «محموداحمدینژاد»، علیرغم جایگاه قانونی خود، با استفاده از ادبیاتی خارج از شان یک رییسجمهوری، بارها و بارها و در برابر دیدگان میلیونها بیننده در داخل و خارج از کشور، در برنامههای تبلیغاتی و مناظرههای تلویزیونی، به ایراد اتهام به اشخاص حاضر و غیرحاضر پرداخت که با عنایت به اصول ۵۷ ، ۶۱ ، ۱۵۶ ، ۱۵۸ و ۱۵۹ قانوناساسی جمهوری اسلامی ایران، مبنی بر استقلال قوا، وظایف قوه قضاییه، استقلال قوه قضاییه، وظایف ریاست قوه قضاییه و مرجعیت دادگستری در تظلمات و شکایات، نقض صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است.
حال پرسش این است:
رییسجمهوری که مطابق با اصل ۱۲۱ قانوناساسی، «در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد [ ... میکند] که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور [... باشد] و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده گرفته [... است] به کار [... گیرد] و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت [... سازد] و از هرگونه خودکامگی [... بپرهیزد] و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانوناساسی برای ملت شناخته است حمایت [... کند]»، چگونه در برابر میلیونها نفر از ملت شریف ایران، علاوه بر توهین و افترا به افراد و عدم رعایت اخلاق اسلامی و ارتکاب گناه کبیره غیبت، دست کم، هفت اصل از اصول قانوناساسی نظام جمهوری اسلامی ایران را نقض میکند و همچنان مجلس شورای اسلامی که خانهی برگزیدگان ملت برای احقاق حقوقشان و نظارت بر اعمال حاکمان است، سکوت اختیار کرده و دم برنیاورده است؟
در سرزمینی که رییسجمهوری آن، با گفتار و رفتارش، ناقض قانوناساسی است، چگونه میتوان انتظار داشت که ملت پایبند به قانون باشد؟ اگر چنین باشد، از این پس سنگ بر سنگ بند نمیشود، مگر به زور باطوم و سرنیزه که آن هم زمان دارد و وای بر روزی که صبر مردم به خشم بدل شود و زورمداران را نشانه رود.
وفق وظیفه و مسوولیت ماهوی کمیسیون اصل ۹۰ قانوناساسی مجلس شورای اسلامی، انتظار میرود نمایندگان محترم مردم، خصوصن اعضای محترم کمیسیون اصل ۹۰ قانوناساسی، به عنوان نمایندگان ملت و ناظر بر «طرز کار قوه مجریه»، با پرسش از شخص رییسجمهوری و – در صورت احراز تخلف ایشان از وظایف و اصول مصرح در قانوناساسی – با برخورد قانونی و قاطع و نیز اطلاعرسانی به موقع، علاوه بر تنویر افکار عمومی، سرزمین ایران را از هرگونه بیعدالتی و قانونشکنی پاک کنند و برگی زرین در تاریخ مردمسالاری از خود به یادگار گذارند. (با احترام، اردوان طاهری، شنبه، ۱۳ تیرماه ۱۳۸۸)»
امروز، اوضاع فرق کرده و همهی پردهها فروافتاده و چهرهی پلید شریکان ظلم رسوا شده است. ما دیگر از این مجلس فرمایشی، انتظاری جز فرمانبری و حقارت در برابر حاکمیت نداریم، اما به همهی آنها که خود را نمانیدهی ملت میدانند، هشدار میدهم که نسل ما – شاید – آخرین نسلی باشد که به مبارزهی مسالمتآمیز با ظلم و بیعدالتی بپردازد.
عارف قزوینی، ترانهسرای جاودان ایران در تصنیف «از خون جوانان وطن» خوش سرود که:
«خوابند وکیلان و خرابند وزیران بردند به سرقت همه سیم و زر ایران»
[۱] – تاریخ ۲۵ ساله ایران، از کودتا تا انقلاب، ج۱، ص، از دفاعیات مهندس مهدی بازرگان (به نقل از وبسایت «اکبراعلمی»)




