تبلور حقیقتگریزی نظام جمهوری اسلامی، «جنگ با دانش انسانی»
اردوان طاهری/کوچه مهتابی/رادیو کوچه - پس از کودتای ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ بسیاری از سیاستها و رفتارهای نظام جمهوری اسلامی دستخوش تغییرات گستردهای شده است. یکی از این تغییرات در زمینهی موضع نظام نسبت به دانشگاهها و دانشگاهیان است که با سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی ایران در روز هشتم شهریور سال ۱۳۸۸ در جمع اساتید و اعضای هیت علمی، نخبگان و روسای دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به صورت عمومی مطرح شد. آقای «خامنهای» با اشاره به تحصیل حدود دو میلیون دانشجو در رشتههای علوم انسانی گفت: «بسیاری از علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی است که مبانی آنها مادیگری و بیاعتقادی به تعالیم الاهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بیاعتقادی به تعالیم الاهی و اسلامی میشود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها، منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.»[۱] همین نظریهی صریح رهبر نظام، سبب شد تا بسیاری از تندروهای حاکمیت – یا به تبعیت از رهبر و یا به دلیل منویات درونی – کینهی خود را از دانشگاه و دانشگاهی آشکارا مطرح کنند.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
«کامران دانشجو» که در زمان برگزاری انتخابات ساختگی دهمین دورهی ریاستجمهوری، به عنوان معاون سیاسی وزارتکشور «صادق محصولی»، ریاست ستاد انتخابات کشور را عهدهدار بود و به غایتی که توانست، در رای مردم دست برد و شد بادبانکش کشتی کودتا، به عنوان وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، از پرکارترین و پرحرفترین افراد در زمینهی اجرای سیاست پاکسازی دانشگاهها از دگراندیشان و مخالفان دولت کودتا است.
«کامران دانشجو» در روز چهارم اردیبهشت سال ۱۳۸۹ در جمع اعضای تشکل دانشجویی تحکیم وحدت گفت: «برای برخورد با اساتید سکولار برنامه داریم و در حال برنامهریزی برای اجرای برنامهها هستیم.» او در این زمینه افزود: «به اساتیدی که جهانبینی اسلامی را قبول ندارند نیاز نداریم.»[۲] در همین راستا و به شکل مبسوطتری، وزیر علوم در سومین نشست اعضای هیت اجرایی دانشگاهها به چگونگی جذب اساتید پرداخت و تصریح کرد: «اساتیدی باید جذب هیت علمی شوند که قایل به مسیری باشند که مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن ترسیم کردهاند.»[۳]
«کامران دانشجو» با این سخن پایانی، معیار تشخیص اساتید سکولار و مخالف با جهانبینی اسلامی را راهپیماییهای نمایشی و حکومتی ۹ دی و ۲۲ بهمن عنوان کرده است، بنابراین معنی مخالفت با علوم انسانی و سکولاریسم در دانشگاهها به صورت واضح برمیگردد به مخالفت با دانشگاهیانی که با دولت کودتا و بخشهایی از نظام که حامی این جریان تمامیتخواه هستند، بیعت نکردهاند.
البته به آقای«دانشجو» و همفکرانش در اتاق فکر دولت کودتا باید حق داد که از دانشگاهیان چنین خشمگین باشند، چرا که یکی از درخشانترین نقشهای دانشگاههای ایران در اعتراض به دیکتاتوری و تمامیتخواهی در همین دوران رقم خورده است.
آقای «حائریشیرازی»، عضو مجلس خبرگان رهبری نیز در نشست ماهیانهی بسیج جامعهی پزشکی که در یکم مرداد ۱۳۸۹ برگزار شد، دانشگاه را راه ورود شیطان عنوان کرد و گفت: «شیطان در عصر ما از طریق دانشگاه وارد میشود و فسادش را عملی میکند. امروز یهود از راه علوم انسانی وارد شده است، مسایل را علمی میکند و از این راه نفوذ پیدا میکند.»[۴]
در همین راستا «حسن نادریمنش»، معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در جایی گفته است: «در صورتی که عضو هیت علمی در حین استخدام نیز با مشکلات اعتقادی و امنیتی مواجه شد باید پاسخگو باشد و تمام مقررات مربوط به این موضوع در دانشگاهها رعایت میشود.»[۵]
برای من جای سوال داشت که این نظریات سازماندهی شده از کجا ریشه دارد. از آنجایی که در دورهای از زندگی با اندیشهها و عملکرد دکتر «رضا داوری اردکانی» آشنا شده بودم، حدس زدم شاید یکی از نظریهپردازانی که آقای «خامنهای» به نظریات او اعتماد دارد، آقای «اردکانی» باشد و در جستوجویی، شاهد مثال را یافتم.
«رضا داوری اردکانی»، استاد فلسفه دانشگاه تهران و رییس فرهنگستان علوم ایران میگوید: «لفظ دانشگاه اسلامی در نگاه اول به نظر میرسد که دارای پارادوکس باشد. دانشگاه اگر چه به شکل ماهوی ضد دین نیست، اما ذاتن غیردینی و مستقل از دین است. دانشگاه تاسیس شده است برای کارهای دنیا و همهی علوم در آن تدریس میشود.»[۶]
«رضا داوری اردکانی»، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تقابل دین و دانشگاه میگوید: «دانشگاه وقتی تاسیس شده است برای ضدیت با دین نبوده، اما باید توجه داشته باشیم که دانشگاه یک مفهوم سکولار است. دانشگاه جایی است که در آن علم با روش تدریس میشود و نتیجهاش هر چه باشد، برایش قید نمیگذارند؛ یعنی در آن هر چند با اعتقادات ممکن است منافات نداشته باشد، ولی در نهایت در حین تحقیق و پژوهش، اعتقادات را باید به کناری بگذاریم، اما آیا نمیتوان از علمآموزی دینی صحبت کرد؟»[۷]
«رضا داوری اردکانی»، شاگرد مکتب «فردید» در بخشی از تبیین ویژهگیهای دانشگاه غیردینی بیان کرده است:
«فردی که در دانشگاه غیردینی تحصیل میکند، به ویژه در علوم انسانی – حتا اگر متدین باشد – قادر به برقراری ارتباط بین احکام و قضایایی که تحصیل کرده است، و دین نمیباشد.»[۸]
اندیشهی آقای «داوری اردکانی» در تضاد با اساس و ماهیت «فلسفه» به عنوان – دست کم – مادر علوم انسانی، کلید گفتارهای رهبر جمهوری اسلامی است.
«دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی» در کتاب «نصیرالدین طوسی، فیلسوف گفتگو» در صفحهی ۳۸۷ در موضوع دفاع از فلسفه آورده است: « [...] از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی دفاع از فلسفه، دفاع از شخص خاصی نیست و فلسفه چیزی نیست که به شخص وابسته باشد.»[۹]
وقتی فلسفه – که اسباب تعمق در چیستی و چگونگی پدیدههاست – به شخص وابسته نیست، چگونه میتواند به خواستههای ناحق یک نظام ملتهب سیاسی وابسته باشد؟ ماشین حذف جمهوری اسلامی با اخراج و دستگیری دانشجوها و اساتید دانشگاهها، به راه افتاده و عجب نیست که این حذف به نام ایدئولوژی و حفظ نظام است، اما اینکه تا کجا میتوانند با این حذف گستردهی دانشگاهیان، اعتراضات دانشگاهها و جنبش دانشجویی را کنترل کنند، پاسخ روشنی دارد که تاریخ گواه آن است.
[۱] – پایگاه اطلاع رسانی رهبر، http://www.leader.ir/langs/fa/?p=contentShow&id=5814
[2] - فرارو، http://www.fararu.ir/vdchmvnk.23n-xdftt2.html
[3] – همان.
[۴] – رادیو کوچه، http://radiokoocheh.com/article/46760
[5] – فرارو، http://www.fararu.ir/vdchmvnk.23n-xdftt2.html
[6] – جهان نیوز، http://www.jahannews.com/vdcefz8z7jh8wpi.b9bj.html
[7] – همان.
[۸] – همان.
[۹] – غلامحسین ابراهیمی دینانی، نصیرالدین طوسی فیلسوف گفتگو، هرمس، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۳۸۷٫




