اردوان طاهری / کوچه مهتابی / رادیو کوچه - «[داخلی، شب، سالن نمایش، جمعه ساعت ۲۱]: پردهی مخملی قرمز سالن «مترو کینو» (Metro Kino) در مجاورت کنسرواتوآر وین کنار میرود؛ انانس (Announce) آرشیو فیلم اتریش پخش و بعد فیلم «نه یک توهم»، فیلمی به کارگردانی «ترنگ عابدیان»، آغاز میشود.»
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
چند ماه پیش نامهای از «ترنگعابدیان» خطاب به «بهمنقبادی»، کارگردان سرشناس ایرانی در فضای اینترنت منتشر شد. «ترنگعابدیان» که کارگردان فیلم «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره» را به کپیبرداری از فیلم خود متهم کرده است، در جایی از نامهی سرگشادهی خود خطاب به «بهمنقبادی» مینویسد: «در این دوره تاریخی دیگر همه به روشنی میدانیم که دائم در حال تحقیر شدن هستیم و دروغ و سفسطه بیداد میکند، که حقوق بسیاری دایم پایمال میشود. این موضوع تکراری را هم بارها شنیده، خوانده و یا دیدهایم که خیلی از کارهایی که توسط شخص مشهور و با پشتوانه مالی عرضه میشوند، حاصل کار، تفکر و زحمت کسانی دیگر هستند که گاه ناشناس باقی مانده و یا در فقر میمیرند.»
آیا همهی این بازیها، نقشآفرینی خواسته یا ناخواستهی «بهمنقبادی» و «رکساناصابری» در سناریوی تخریب رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، «اکبر هاشمی رفسنجانی» بوده است؟
فیلم مستند «نه یک توهم» در زمان ۸۵ دقیقهای خود با محوریت زندگی «سارا نایینی»، خوانندهی جوان موسیقی آلترناتیو، به دغدغههای جوانان اهل موسیقی و مسایل مربوط به آن، از جمله مشکلات معیشتی، برگزاری کنسرت، انتشار آثار موسیقایی و حتا تمرین موسیقی در جامعهی ایران میپردازد. فیلم «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره» هم با همین مضمون و با تکیه بر داستان یک پسر و دختر جوان که به دنبال تشکیل گروه موسیقی و تهیه گذرنامه برای سفر به اروپا و شرکت در جشنوارههای موسیقی هستند، گوشههایی از مشکلات جوانان ایرانی و اهل موسیقی را به نمایش میگذارد. حال باید دید که آیا اعتراض «ترنگعابدیان» به «بهمنقبادی» وارد است.
برای ورود به این بحث و پرداختن به درستی یا نادرستی ادعای خانم عابدیان بهتر است این موضوع را از دو زاویه در نظر بگیریم. یکی این که «بهمنقبادی» فیلمساز را با زمینهی فردی و اجتماعی و مجموعهی کنشها و واکنشهای او به عنوان کانتکست (context) او در نظر بگیریم. در این زمینه شاید بهتر باشد به دستگیری «رکساناصابری»، خبرنگار آمریکایی ایرانی تبار توجه داشت. او که با عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد ایرانشناسی، بدون مجوزهای قانونی جمهوری اسلامی ایران به خبرنگاری مشغول بود، دستگیر و طی برگزاری دادگاهی غیرعلنی در ۲۹ فروردین سال ۱۳۸۸ به تحمل هشت سال زندان محکوم شد.
اتهام جاسوسی «رکساناصابری» در دادگاه تجدیدنظر که در تاریخ ۲۰ اردیبهشت همان سال برگزار شد، به «جمعآوری اسناد و مدارک علیه نظام جمهوری اسلامی» تغییر یافت و بدین ترتیب، حکم اولیه هشت سال زندان، به دو سال حبس تعلیقی تغییر یافت و سرانجام «رکساناصابری» در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ از زندان اوین آزاد شد. وکیل خانم «صابری» پس آزادی او از زندان تایید کرد که «رکساناصابری» از یکی از اسناد محرمانه «مجمع تشخیص مصلحت نظام» کپی گرفته و آن را بدون اینکه مورد استفاده قرار دهد، نزد خود نگاه داشته است. «بهمنقبادی» همان روزها و پیش از آزادی «رکساناصابری»، طی نامهای سرگشاده خطاب به «همه دولتمردان و سیاستمداران» با معرفی خود به عنوان «نامزد» خانم صابری نوشت: «اگر سکوت کرده بودم به خاطر او بود، حالا هم که حرف میزنم باز هم به خاطر اوست.»[۱] بماند که پدر خانم صابری ادعای آقای قبادی را تایید نکرد و آقای قبادی که تنها شده بود، حتا در خطر دستگیری توسط سیستم امنیتی نظام جمهوری اسلامی واقع شد.
حال با در نظر گرفتن این واقعیت که خانم صابری در مدت چند روز از اتهام جاسوسی تبرئه و از ایران خارج میشود و آن شخصی که در دبیرخانهی شورای تشخیص مصلحت نظام، اسناد محرمانه را – شاید – در اختیار او قرار داده بود، در زندان مانده است و سرنوشت نامعلومی دارد و قبادی هم به زندان نرفت و فیلم – به قول خودش زیرزمینی – «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره» در همان روزها به جشنوارههای جهانی ارسال شد و خود نیز از ایران خارج شده است، یک پرسش بزرگ به وجود میآید: آیا همهی این بازیها، نقشآفرینی خواسته یا ناخواستهی «بهمنقبادی» و «رکساناصابری» در سناریوی تخریب رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، «اکبر هاشمی رفسنجانی» بوده است؟ یعنی همان پروژهای که از زمان دستگیری «حسینموسویان» عضو ارشد سابق مذاکره کننده پرونده هستهای و از نزدیکان به «هاشمی رفسنجانی» به گونهای آشکار شد.
در همین بررسی کانتکست (context) آقای قبادی باید اشاره کرد به پروژهی تکراری دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی که با نفوذ در جریانهای هنری و اجتماعی و کپیبرداری از آثار اعتراضی، سعی در کنترل و انحراف جریانهای معترض در هنر دارند.
از این دست، فیلم «اعتراض» از ساختههای «مسعودکیمیایی» است که به نوعی در حاشیه یک داستان اعتراضی، به تخریب «جنبش دانشجویی» پرداخت و بعدها هم اثر «سعیدامامی» معروف در این جریان سینمایی آشکار شد. به هر حال به یاد داشته باشیم که «بهمنقبادی» کارگردان فیلم برجسته «زمانی برای مستی اسبها» است که به عنوان نخستین فیلم سینمای ایران به زبان «کردی» معرفی و مطرح شد و همین امر اسباب توجه کسانی و کشورهایی شد که به دنبال تجزیه ایران بودهاند. بنابراین میتوان تصور کرد که قبادی مورد توجه رادیکالهای آمریکایی قرار گرفته بود و حتا به این دلیل تا سمت مشاور سینمایی دولت عراق نیز پیش رفت و به همین سبب در دام نیروهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی، به ساخت چنین فیلمی درافتاد که این سرقت هنری با کمک «تورج اصلانی»، رهایی او را رقم زد.
البته این روشها در دنیای غرب هم نمونههایی دارد؛ همچون انحراف مضامین موسیقی «جز» یا «رپ» در آمریکا که بیشتر به جریانات اقتصادی برمیگردد، برخلاف ایران که وجه امنیتی – سیاسی آن غالب است. در تایید این پروژه سراسر امنیتی، میتوان به مقایسهی پایانهای دو فیلم پرداخت:
پایان فیلم «بهمنقبادی» با سقوط «اشکان» از یک ساختمان، در هنگام فرار از دست نیروهای لباسشخصی، دستگیری «نادر» و خودکشی «نگار» که هر سه، شخصیتهای اصلی فیلم هستند، سرنوشتی دردناک و – البته – ترسناک را برای افرادی که به موسیقیهای زیرزمینی و اعتراضی مشغول هستند به نمایش میگذارد. در حالی که فیلم «نه یک توهم»، ساختهی خانم عابدیان، با یک پایان منطبق بر واقعیت و ادامهی زندگی و کار شخصیت محوری فیلم، «سارا»، بیننده را به آینده امیدوار میکند.
به هر حال به یاد داشته باشیم که «بهمنقبادی» کارگردان فیلم برجسته «زمانی برای مستی اسبها» است که به عنوان نخستین فیلم سینمای ایران به زبان «کردی» معرفی و مطرح شد و همین امر اسباب توجه کسانی و کشورهایی شد که به دنبال تجزیه ایران بودهاند.
و اما جنبهی دیگری که میتوان از آن زاویه، به بررسی موضوع کپیبرداری «بهمنقبادی» از فیلم «ترنگعابدیان» پرداخت، نگاهی دوباره به سکانسهایی از فیلم آقای قبادی است. وی بارها فیلم خود را بدون مجوز خوانده است، حال آن که بین دقیقهی ۸۴ تا ۸۵ فیلم «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره»، مأموران نیروی انتظامی در لباس رسمی و با خودروی نیروی انتظامی، در فضای باز، در مقابل دوربین آقای «تورج اصلانی»؛ یعنی همان کسی که مدت پنج سال به عنوان فیلمبردار در فیلم«نه یک توهم» خانم عابدیان به همهی لوکیشنهای فیلم بعدی، آشنایی داشته است قرار میگیرند. در جای دیگری از فیلم، دوربین آقای اصلانی به کارگردانی «بهمنقبادی»، برای تصویربرداری از صحنهی یک بازپرسی به کاخ دادگستری تهران وارد میشود. توجه داشته باشید که یک دوربین عکاسی ساده هم بدون مجوزهای لازم، اجازه و امکان ورود به کاخ دادگستری را ندارد و این که دوربین «تورج اصلانی» چگونه به آن مجتمع قضایی وارد شده، جای تامل دارد.
در همهی مدتی که جلسهی پرسش و پاسخ «ترنگ عابدیان»، کارگردان فیلم «نه یک توهم» و میشاییل هادک «Michael Hudecek»، تدوینگر سرشناس اتریشی با حاضرین در سالن نمایش ادامه داشت، من با خودم فکر میکردم که آیا «بهمنقبادی» هم قربانی بلندپروازیهایش شده است؟
لازم به یادآوری است که فیلم «نه یک توهم» به همت انجمن «چهرهی ایرانی وین» و با همکاری «آرشیو فیلم اتریش» در سینمای مترو که سالن نمایشی با قدمت ۱۷۰ سال است، جمعهی گذشته، ۲۸ خرداد سالجاری با حضور «ترنگعابدیان» اکران شد.
[۱] – منبع: بیبیسی فارسی (http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/04/090421_op_ghobadi_saberi.shtml)
مطلب را به بالاترین بفرستید:









Sun, 27/06/2010 - 09:32
chera ma irani ha be paranoia dochar hastim. in do film hastand dar bare yek mozoo az nazar do film saz. dar har hal fekr nemikonam aghaye Ghobadi ehtiaji be copy kardan dashteh bashe ba tavajoh be sabegheh kari va tajrobeh filmsaziash. m.
Tue, 13/07/2010 - 22:05
Mamnoun az matn zibaee ke neweshti .. khanoum abedian kamelan hagh daran!!!! waghty modat 8 saal ro NA YEK TAWAHOM kar koni khob hatman khodet dochar TAWAHOM mishi digeh !!! shoma intor fekr nemikoni
tazeh inke kheili Mohem nist, az alan be badesham har kasi joraat kone wa film dar mored Underground music iran besazeh, bazam az khanoum abedian Copy kardeh, ya aslan be in shekl migam ... kasi hagh nadareh filmi dar in mored besazeh .